تبليغاتX
فیزیک

ذرات تا بينهايت ادامه دارند

پنجم اسفند 81, يكصدمين سال تولد بزرگ مردي بود كه داستان زندگي اش نموداري از يك پژوهشگر به تمام معني است.
در تمام حيات مقدسش يك لحظه هم فكر توقف و سكون به ذهنش راه نداد. دانشمندي با خصوصيات ناب ايراني: استعداد , تلاش و پشتكار بي پايان همراه با تعصب ملي.
نوشته زير گوشه اي از زندگي ايشان به همراه تئوري معروفش در مورد بي نهايت بودن ذرات است.
دكتر محمود حسابي در سال 1281 در تهران متولد شد. در پنج سالگي همراه با خانواده اش عازم بيروت شد. پدرش »مغر السلطنه« كنسول ايران در شامات بود ولي پس از مدت كوتاهي خانواده اش را براي هميشه ترك كرد و به تهران بازگشت. بدين ترتيب دكتر حسابي در غربت, آواره و طرد شده همراه با مادر و برادرش در خانه حاج علي تفرشي نگهبان سفارتخانه ايران در بيروت به سختي روزگار مي گذرانيد. ولي در اين دوران سختي از تحصيل غافل نماند و تحصيلات متوسطه را در كالج آمريكايي و بعد تحصيلات عاليه دانشگاهي را در رشته ادبيات دانشگاه بيروت گذراند. پس از آن به تحصيل در رشته راه و ساختمان, سپس معدن و بعد رياضيات و ستاره شناسي در بيروت پرداخت و در همه اين رشته ها موفق به اخذ مدرك مهندسي شد.
در سال 1305 براي تحصيل حقوق وارد دانشگاه سورين شد و پس از طي دو سال اين رشته به گذراندن رشته پزشكي و ادامه تحصيل در رشته رياضيات و ستاره شناسي و سپس اخذ مدرك مهندسي برق از دانشكده برق پاريس پرداخت. در طي اين مدت از طريق كار در يك دفترخانه اسناد رسمي در بيروت, يك آزمايشگاه بيولوژي و راهسازي براي يك شركت فرانسوي در لبنان, يك بيمارستان و سپس راه آهن برقي در فرانسه زندگي را مي گذراند.
تا اينكه يك روز به اين فكر افتاد كه »چرا شغلهايي كه تاكنون داشته ام باعث رضايت خاطر من نشده اند؟« براي يافتن پاسخ به سراغ استادش دكتر ژانه رفت و دكتر ژانه او را به سمت پرفسور فابري استاد دانشگاه سورين و فيزيكدان معروف راهنمايي كرد. وي پس از پذيرفته شدن در امتحان مربوطه به اين رشته قدم به وادي فيزيك گذاشت و با تلاش زياد پس از سه سال موفق به اخذ دكتراي فيزيك از دانشگاه سورين شد. (در سن 27 سالگي). در همان زمان از ميان پانزده هزار نفر داوطلب بعنوان يكي از پنج نفري كه پاي درس انيشتين مي نشستند انتخاب شد و در پرينستون امريكا با اين مرد بزرگ روبرو شد و يكسال بعد تئوري »تئوري بي نهايتي ذرات« خود را ارائه داد و با راهنمايي انيشتين و تحقيقات در دانشگاه شيكاگو توانست آن را به نظريه اي زيبا و قابل دفاع تبديل كند و اين نظريه را بطور دقيق براي دانشمندان بزرگ ديگري چون بورن, فرمي و شرودينگر شرح داد. و سپس نشان »كوماندور دولا لژيون دونور« را كه بزرگترين نشان علمي دانشگاه فرانسه است دريافت كرد. زمان بازگشت به دانشگاه پرينستون انيشتين او را به جانشيني كرسي خود در اين دانشگاه برگزيد و افتخار بزرگي را نصيب او كرد.
پس از يكسال تحقيقات در اين كرسي و اين دانشگاه به فكر بازگشت به وطن و خدمت به وطن افتاد و پس از سالهاي طولاني قدم به خاك ايران گذاشت. او در ايران با سختي و مشقات فراوان موفق به كارهاي علمي بسيار شد از جمله: تأسيس دارالمعلمين تهران, ساخت اولين راديو در كشور, تأسيس دانشسراي عالي و تدريس فيزيك و مكانيك در آن, ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي, نصب اولين دستگاه راديولوژي (براي برادرش دكتر محمد حسابي), بنيان گذاري فرهنگستان زبان ايران, نقشه برداري و احداث راه آهن تهران شمشك, تأسيس دانشگاه تهران و رياست و تدريس در اين دانشگاه, تأسيس مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشگاه تهران, برپايي اولين رصدخانه نوين در ايران, پايه گذاري مدارس عشايري در كشور, تأسيس انجمن ژئوفيزيك ايران, پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي و تأسيس راكتور اتمي دانشگاه تهران, تأسيس مركز مدرن تعقيب ماهواره در شيراز, تأسيس انجمن فيزيك ايران و....
در تمام مدت خدمت به وطنش از كارهاي علمي چون عضويت در كنگره رياضيات اسلو در نروژ, عضويت در كنفرانس علمي پرينستون, عضويت در هيات تحقيقاتي انستيتو تحقيقات هسته اي شيكاگو, عضويت در آكادمي علوم نيويورك, عضويت در كنفرانس اتمي ژنو, عضويت در انجمن فيزيك اروپا و امريكا و... غافل نبود.
او در سال 68 بعنوان مرد علمي سال جهان انتخاب شد و در سال 71 در حاليكه هنوز صاحب كرسي

و استاد دانشگاه تهران بود در ساعت 30/7 صبح دوازده شهريور در بيمارستان دانشگاه ژنو پس از
يك دوره بيماري در گذشت. راهش پر رهرو و روحش شاد!
خلاصه اي از تئوري معروف او:
دكتر حسابي يكبار تابستان براي مدت كوتاهي به ايران بازگشت و در خانه اي متعلق به آقاي جماراني تابستان را سپري مي كرد و در همين ايام در حين مطالعات به اين فكر افتادند كه »علت وجود خاصيتهاي ذرات اصلي بايد در اين باشد كه اين ذرات بي نهايت گسترده اند و هر ذره اي در تمام فضا پخش است و نيز هر ذره اي بر ذرات ديگر تاثير مي گذارد«. به اين ترتيب به فكر آزمايشي افتاد كه اين نظريه را اثبات و يا نفي كند . او با خود فكر كرد اگر اين تئوري صحيح باشد بايد چگالي يك ذره مادي به تدريج با فاصله از آن كم شود و نه اينكه يك مرتبه به صفر برسد و نبايد ذره مادي شعاع معيني داشته باشد. پس در اينصورت نور اگر از نزديكي جسمي عبور كند بايد منحرف شود و پس از اينكه محاسبات مربوط به قسمت تئوري اين نظريه را به پايان رسانيد پس از بازگشت به امريكا به راهنمايي پرفسور انيشتين در دانشگاه پرنيستون به تحقيقات در اين زمينه پرداخت. پرفسور انيشتين قسمت نظري تئوري را مطالعه كرد و دكتر حسابي را به ادامه كار تشويق كرد. دكتر حسابي به راهنمايي پرفسور انيشتين به تكميل نظريه پرداخت سپس يك سال ديگر در دانشگاه شيكاگو به كار پرداخت و آزمايشهايي در اين زمينه انجام داد. وي با داشتن يك انتر فرومتر دقيق توانست فاصله نوري را در عبور از مجاورت يك ميله اندازه بگيرد و چون نتيجه مثبت بود آكادمي علوم آمريكا نظريه دكتر حسابي را به چاپ رسانيد. برخي همكاران از نامأنوس بودن و جديد بودن اين فكر متعجب شدند و برخي از اين نظريه استقبال كردند.
شرح آزمايشهاي انجام شده و نتيجه آن:
در اثبات اين نظريه اگر در آزمايش, نور باريك ليزر از مجاورت يك ميله وزين چگال عبور داده شود, سرعت نور كم مي شود. در نتيجه پرتو ليزر منحرف ميگردد. هرگاه پرتو ليزر بطور مناسبي از ميان دو جسم سنگين كه در فاصله اي از هم قرار دارند عبور داده شود انحراف آن هنگام عبور از مجاورت جسم اول و سپس از مجاورت جسم دوم به خوبي معلوم ميشود و اين انحراف قابل عكسبرداري است.
اين آزمايش گسترده بودن ذره را نشان مي دهد. بر طبق اين آزمايش انحراف زياد پرتو ليزر فقط در اثر پراش نبوده بلكه مربوط به جسم است. بر حسب اين نظريه هر ذره, مثلاً الكترون, كوارك يا گلويون نقطه شكل نيست بلكه بي نهايت گسترده است و در مركز آن چگالي بسيار زياد بوده و هر چه از مركز فاصله بيشتر شود آن چگالي بتدريج كم مي شود. بنابراين يك پرتو نور از يك فضاي چگالي عبور كرده و شكست پيدا ميكند و انحراف مي يابد.
اختلاف تئوري بي نهايت بودن ذرات با تئوريهاي قبلي:
در تئوريهاي قبلي هر ذره قسمت كوچكي از فضا را در بر دارد يعني داراي شعاع معيني است و خارج از آن اين ذره وجود ندارد ولي در اين تئوري ذره تا بي نهايت گسترده است و قسمتي از آن در همه جا وجود دارد. در تئوريهاي جاري نيروي بين دو ذره از تبادل ذرات ديگر ناشي مي شود و اين نيرو مانند توپي در ورزش بين دو بازيكن رد و بدل مي شود و اين همان ارتباطي است كه يبن آنها حاكم است و در تئوريهاي جاري تبادل ذرات ديگري اين ارتباط ميان دو ذره را ايجاد ميكند. مثلاً نوترون كه بين دو ذره مبادله مي شود, اما در تئوري دكتر حسابي ارتباط بين دو ذره همان ارتباط گسترده ايست كه در همه جا بعلت موجوديت آنها در تمام فضا بين آنها وجود دارد.
ارتباط اين تئوري با تئوري نسبيت انيشتين:
تئوري انيشتين مي گويد: خواص فضا در حضور ماده با خواص آن در نبود ماده فرق دارد, به عبارت رياضي يعني در نبود ماده, فضا تخت است ولي در مجاورت ماده فضا انحنا دارد. اگر بگوييم يك ذره در تمام فضا گسترده است در هر نقطه از فضا چگالي ماده وجود دارد و سرعت نور به آن چگالي بستگي دارد به زبان رياضي به اين چگالي مي توان انحناي فضا گفت.
ارتباط فلسفي اين تئوري با فلسفه وحدت وجود:
در اين نگرش همه ذرات جهان بهم مرتبط هستند. زيرا فرض بر اين است كه هر ذره تا بي نهايت گسترده است و همه ذرات جهان در نقاط مختلف جهان با هم وجود دارند.يعني در واقع قسمت كوچكي از تمام جهان در هر نقطه اي وجود دارد.

برگرفته شده از سایت هوپا

------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط آروین خادم مولاموضوع:

شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 17:52 |


نجوم

يوهان كپلر - پدر نجوم جديد

هادى صمدى

چهارصد و سى و سه سال پيش پدر نجوم جديد در كشور آلمان متولد شد. او كشف كرد كه مسير حركت زمين و ديگر سيارات منظومه شمسى به دور خورشيد مسيرى بيضوى است. وى سه قانون مهم براى حركت اجرام سماوى كشف كرد كه امروزه به نام خود او قوانين كپلر ناميده مى شوند. كپلر قوانين اول و دوم خود را در سن 38 سالگى و قانون سوم را 9 سال بعد از آن ارائه كرد. مطابق قانون اول كپلر تمام سيارات منظومه شمسى در مسيرى بيضوى به دور خورشيد در حال حركتند و خورشيد در يكى از كانون هاى بيضى قرار دارد. داستان كشف اين قانون داستانى جذاب از تاريخ علم است كه 16 سال پيش نكته جالبى درباره آن روشن شد.

شروع داستان مانند بسيارى ديگر از جريان هاى تاريخ علم به عهد باستان باز مى گردد. بطلميوس منجم مصرى، 140 سال بعد از ميلاد مسيح، آراى بسيارى از پيشينيان خود را در كتاب سترگى به نام المجسطى جمع آورى كرد. دو پيش فرض مهم كتاب عبارتند از: 1- زمين مركز عالم است. 2- حركت اجرام سماوى حركتى مستدير (دايره اى شكل) است، زيرا دايره كامل ترين و بهترين شكل هندسى است. اين ديدگاه نزديك به هزار و سيصد سال بر جهان غرب استيلا داشت. كپرنيك پيش فرض نخست را به چالش كشيد و كپلر دومى را.كپرنيك يك قرن قبل از كپلر در لهستان متولد شد. او خورشيد را مركز منظومه شمسى قرار داد و زمين را سياره ساده اى همانند ديگر سياره هاى منظومه شمسى قلمداد كرد. اما كپرنيك كماكان به حركت دايره اى شكل سيارات معتقد بود.

پس مطابق راى كپرنيك زمين و ديگر سيارات حركتى مستدير به دور خورشيد ثابت داشتند. تقريباً همزمان با مرگ كپرنيك، تيكو براهه در دانمارك به دنيا آمد. رياضيات كپرنيك بهتر از رصد گرى او بود اما عكس قضيه براى تيكو براهه صادق بود.

بى شك تيكو براهه رصد گرى بى همتا بود. تيكو براهه دانمارك را به مقصد پراگ ترك كرد تا بتواند به مطالعه حركت اجرام سماوى بپردازد. مشاهدات او جامع ترين مطالعات درباره منظومه شمسى بود. وى مكان هفتصد و هفتاد و هفت ستاره ثابت را در آسمان مشخص كرد. براهه به سمت رياضيدان دربار امپراتورى روم برگزيده شد. تيكو براهه سعى نمود ميان نظام بطلميوسى و نظام كپرنيكى آشتى برقرار سازد بنابراين نظامى بينا بينى پيشنهاد كرد: زمين مركز عالم است ولى ديگر سيارات به دور خورشيد مى چرخند و خود خورشيد به همراه سيارات دورش به گرد زمين مى چرخد. برخلاف انتظار تيكو براهه طرفداران هيچ كدام از دو نظام بطلميوسى و كپرنيكى از نظام او استقبالى نكردند.

كپلر نجوم را تحت راهنمايى مايكل ماستلين آغاز كرد. ماستلين از معدود اساتيد نجوم بود كه به نظام خورشيد مركزى كپرنيك اعتقاد پيدا كرده بود و به تبع استاد شاگرد نيز چنين گشت. كپلر نسخه اى از اولين كار هايش را براى تيكو براهه فرستاد. تيكو براهه به رغم مردود دانستن نظريه خورشيد مركزى كپرنيك شديداً مجذوب رياضيات موجود در كار كپلر شد و از كپلر دعوت كرد تا به رصد خانه او در خارج از شهر پراگ بيايد. كپلر 29 ساله در سال 1600 دعوت تيكو براهه را پذيرفت و دستيار او شد.تيكو براهه از كپلر خواست تا برروى مسير حركت مريخ (بهرام) كار كند. سال بعد تيكو براهه درگذشت و كپلر به جداول مشاهدات با ارزش براهه دست يافت.

كپلر جانشين تيكو براهه شد. براى كپلرى كه از ضعف بينايى رنج مى برد رصد هاى دقيق تيكو براهه حكم آب را براى تشنه داشت. كپلر سمت رياضيدان دربار امپراتورى روم را نيز كسب كرد و به اين ترتيب همه چيز براى فعاليت هاى او مهيا شد. او كار برروى مسير مريخ را ادامه داد اما هرچه سعى كرد نتوانست داده هاى براهه را با مسير دايره اى شكل جور درآورد. بالاخره به اين واقعيت پى برد كه مسير حركت نبايستى دايره اى شكل باشد. او مسير هاى تخم مرغى شكل و چند شكل هندسى ديگر را آزمود تا بالاخره به مسير بيضوى رسيد.

او سپس اين يافته خود را به ساير سيارات نيز تعميم داد و با استفاده از جدول هاى تيكو براهه مسير حركت ساير سيارات را نيز مشخص كرد. هشت سال بعد يعنى در سال 1906 او خلاصه اى از يافته هاى خود درباره مسير مريخ را به همراه دو قانون اولش در كتابى به نام نجوم جديد چاپ كرد.

تا اينجاى داستان تقريباً با همين مضمون در بيشتر كتاب هاى تاريخ علم روايت شده بود تا اينكه 400 سال بعد يعنى در سال 1988 ويليام دوناهو كتاب نجوم جديد را از لاتين به انگليسى ترجمه كرد. او در حين ترجمه به نكته عجيبى برخورد. وى دريافت كه بسيارى از محاسبات كپلر با گزارش هايى كه در كتابش از آن محاسبات ارائه شده همخوانى ندارد. دوناهو نتيجه گرفت همه نتايجى كه كپلر در جدول خود گزارش كرده براساس مشاهدات تيكو براهه نبوده است.

زيرا اگر كپلر مى خواست صرفاً بر مشاهدات دقيق تيكو براهه تكيه كند قاعدتاً بايستى نتيجه مى گرفت كه مسير حركت مريخ بيضوى نيست.كپلر به اين نتيجه رسيده بود كه اگر بخواهد صرفاً بر مشاهدات و اعداد مندرج در جداول تكيه كند به هيچ نظريه اى نخواهد رسيد. در سال 1990 مقاله اى در نيويورك تايمز چاپ شد مبنى بر اينكه كپلر مسير بيضوى حركت سيارات را از مشاهدات نجومى استخراج نكرده بلكه درست برعكس، او مسير حركت بيضوى را براى سيارات در نظر داشته است و محاسبات خود را چنان تغيير داده تا با آنها جور درآيد.

منبع :www.sharghnewspaper.com

------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط آروین خادم مولاموضوع:

جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 12:19 |


قانون لنز

 

قانون لنز

قانون لنز كه در مورد جريانهاي القايي بكار مي‌رود چنين بيان مي‌شود كه جريان القايي در مدارهاي بسته در جهتي است كه با عامل بوجود آورنده خود مخالفت مي‌كند. اين قانون علامت منفي موجود در قانون فاراده را توجيه مي‌كند.

مقدمه

طبق قوانين القاي الكترومغناطيسي اگر شارمغناطيسي گذرا از مدار تغيير كند، نيرو محركه الكتريكي در مدار جاري مي شود. با برقراري نيرو محركه القايي در مدار، جريان الكتريكي القايي در آن جاري مي شود. طبق قانون لنز جهت جريان القايي در مدار در جهتي است كه ميدان مغناطيسي حاصل از آن با تغييرات شار مغناطيسي گذرا از مدار مخالفت مي كند. اگر چكشي را از بالاي نردباني رها كنيم، هيچ نيازي به قاعده‌اي كه بگويد چكش به طرف مركز زمين يا در جهت مخالف آن حركت مي‌كند، نداريم. اگر در اين موقع كسي از ما بپرسد كه از كجا مي‌دانيد كه چكش سقوط خواهد كرد، بهترين پاسخي كه مي‌توانيم بدهيم اين است كه بگوييم، هميشه به اين صورت بوده است و اگر بخواهيم جوابمان علمي‌تر باشد، مي‌توانيم بگوييم كه زماني كه چكش سقوط مي‌كند، انرژي پتانسيل گرانشي آن كاهش مي‌يابد و برعكس انرژي جنبشي آن افزايش پيدا مي‌كند.

اما اگر چكش به جاي سقوط ، به طرف بالا برود، در اين صورت انرژي جنبشي و انرژي پتانسيل آن هر دو افزايش پيدا مي‌كنند و اين موضوع پايستگي يا بقاي انرژي را نقض مي‌كند. استدلال مشابه را مي‌توان در مورد تعيين جهت نيروي محركه الكتريكي كه با تغيير شار مغناطيسي در يك مدار القا مي‌شود، بكار برد، يعني در اين مورد اخير نيروي محركه القايي بايد در جهتي باشد كه با اصل پايستگي سازگار باشد و اين با استفاده از قانون لنز توضيح داده مي‌شود.

تاريخچه

در سال 1834 ، يعني سه سال بعد از اين كه فاراده قانون القا خود را ارائه داد (قانون القا فاراده)، هاينريش فريدريش لنز (Heinrich Friedrich Lenz) قاعده معروف خود را كه به قانون لنز معروف است، براي تعيين جهت جريان القايي در يك حلقه رساناي بسته ارائه داد. اين قانون به صورت يك علامت منفي در قانون القاي فاراده ظاهر مي‌گردد. به اين معني كه در رابطه نيروي محركه القايي يك علامت منفي قرار داده و اعلام كنند كه اين علامت بيانگر قانون لنز است.

تشريح قانون لنز

حلقه رسانايي را در نظر بگيريد كه به يك گالوانومتر حساس متصل است. حال آهنربايي را در دست گرفته و به آرامي به اين حلقه ، نزديك كنيد. ملاحظه مي‌گردد كه با نزديك شدن آهنربا به حلقه عقربه گالوانومتر منحرف شده و وجود جرياني را در مدار نشان مي‌دهد. اين جريان را جريان القايي مي‌گويند. حلقه جريان ، مانند آهنرباي ميله‌اي ، داراي قطب‌هاي شمال و جنوب است.

حال اگر آهنربا را از حلقه دور كنيم، باز هم گالوانومتر منحرف مي‌شود، اما اين بار انحراف در جهت مخالف است و اين امر نشان دهنده اين مطلب است كه جريان در جهت مخالف در حلقه جاري شده است. اگر ميله آهنربا را سر و ته كنيم و آزمايش را تكرار كنيم، باز همان نتايج حاصل خواهد شد، جز اين كه جهت انحراف‌هاي عقربه گالوانومتر عوض خواهند شد. براي تشريح اين آزمايش با استفاده از قانون لنز به صورت زير عمل مي‌كنيم:

زماني كه آهنربا را به آرامي به حلقه نزديك مي‌كنيم، تعداد خطوط شار مغناطيسي كه از حلقه مي‌گذرد، تغيير مي‌كند و همين امر سبب ايجاد يا القا جريان در حلقه مي‌شود و چون در ابتدا هيچ جرياني وجود نداشت، اين جريان بايد در جهتي باشد كه با هل دادن آهنربا به سمت حلقه مخالفت كند. برعكس ، اگر بخواهيم آهنربا را از حلقه دور كنيم، باز جهت جريان در حلقه عوض شده و از دور كردن آن جلوگيري مي‌كند. يعني در حالت اول اگر قطب N آهنرباي ميله‌اي در طرف حلقه باشد، جريان القايي در حلقه به گونه‌اي خواهد بود كه در برابر آن يك قطب N ايجاد كند تا مانع نزديك شدن آهنربا شود.

حال زماني كه آهنربا را از حلقه دور مي‌كنيم، حلقه جهت جريان خود را عوض نموده و با ايجاد قطب S ، آهنربا را جذب كرده و مانع از دور كردن آن مي‌شود.

قانون لنز و پايستگي انرژي

اگر توضيحات فوق بر اساس قانون لنز نبوده و عكس آن چيزي كه گفته شد، اتفاق بيفتد، يعني اگر جريان القايي به تغييري كه باعث بوجود آمدن آن شده است، كمك كند، قانون بقاي انرژي نقض مي‌شود، يعني اگر هنگام نزديك كردن قطب آهنربا به حلقه در برابر آن قطب مخالف S ايجاد شده و آهنربا را جذب كند، در اين صورت آهنربا بايد به طرف حلقه شتاب پيدا كند و رفته رفته انرژي جنبشي آن افزايش پيدا كند و در همين هنگام انرژي گرمايي نيز ظاهر مي‌شود. يعني در واقع از هيچ ، انرژي بوجود مي‌آيد. بديهي است كه چنين عملي هرگز نمي‌تواند درست باشد.

بنابراين مي‌توان گفت كه قانون لنز چيزي جز بيان اصل بقاي انرژي نيست كه بطور مناسب در مورد مدارهاي حامل جريان القايي بكار مي‌رود.

ويژگي قانون لنز

قانون لنز مربوط به جريانهاي القايي است و در مورد نيروي محركه القايي صادق نيست، يعني اين قانون فقط در مورد حلقه‌هاي رسانا بكار مي‌رود. اگر مدار باز باشد، معمولا مي‌توان تصور كرد كه اگر بسته بود چه اتفاقي مي‌افتاد و بدين وسيله جهت نيروي محركه القايي را معين نمود. مثلا اگر شار مغناطيسي گذرا از مدار به صورت درون سو باشد و كاهش پيدا كند، جريان الكتريكي در مدار القا مي شود، كه جهت اين جريان القايي به صورت ساعتگرد خواهد بود تا ميدان مغناطيسي حاصل از آن باعث تقويت ميدان مغناطيسي شار گذرا از مدار باشد.

و اگر اين شار افزايش يابد، جهت جريان القايي در جهتي خواهد بود كه ميدان مغناطيسي حاصل از آن بر خلاف جهت ميدان شار باشد. پس جهت جريان پاد ساعتگرد است. بنابراين براي تشخيص جهت جريان القايي كافيست، با توجه به ميدان شار گذرا از مدار، جريان را در جهتي اختيار كنيم كه ميدان مغناطيسي حاصل از آن با برخلاف تغييرات ميدان مغناطيسي شار باشد.

------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط آروین خادم مولاموضوع:

پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 و ساعت 22:25 |


پروفسور لطفی زاده و منطقش

لطفى زاده در سال ۱۹۲۱ در باکو پایتخت آذربایجان شوروى سابق دیده به جهان گشود. پدرش خبرنگار روزنامه ایرانیان و مادرش روسى الاصل و پزشک بود. در پى مهاجرت هایى که به جهت سیاست سختگیرانه استالین صورت مى پذیرفت، لطفى زاده همراه با خانواده اش در سال ۱۹۳۱ به تهران مهاجرت کرد. او از ۱۰ تا ۲۳ سالگى در ایران زندگى کرد و در ۱۹۴۲ با مدرک مهندسى برق از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شده و دو سال بعد به آمریکا رفت و در ۱۹۴۹ موفق به اخذ مدرک PhD از دانشگاه کلمبیا در نیویورک شد و در همان جا شروع به تدریس تئورى سیستم ها کرد و از سال ۱۹۵۹ در دانشگاه کالیفرنیا در برکلى (UCB) در سمت استادى مشغول به تدریس شد. در ۱۹۶۳ ریاست دپارتمان برق دانشگاه برکلى را برعهده گرفت. در ۱۹۵۶ هارولد رابینز بنیانگذار شاخه «تقریب هاى اتفاقى» از علم آمار و احتمالات از طرف موسسه پرینستون از او به مدت یک سال جهت تحقیقات پیشرفته دعوت به عمل آورد. این موسسه یکى از مهمترین موسسات دنیا به شمار مى رود و دانشمندانى همچون آلبرت اینشتین و کرت گودل در آنجا آمد و شد داشتند. در این موسسه بود که لطفى زاده با استفان کلین که خود مبدع نوعى منطق سه ارزشى معروف به منطق سه ارزشى کلین است، آشنا شد. او از کلین اصول ریاضى و منطق چندارزشى را فرا گرفت. آشنایى با منطق هاى چندارزشى را شاید بتوان به مثابه جرقه اى در ذهن لطفى زاده دانست که نهایتاً منجر به ابداع منطق فازى شد. در سال ۱۹۵۶ او مقاله معروف و جنجال برانگیز «مجموعه هاى فازى» را در مجله اطلاعات و کنترل به چاپ رساند.طى اولین سال ها پس از انتشار مقاله، نه تنها طرح پیشنهادى لطفى زاده از پذیرش در محافل علمى محروم ماند بلکه از هر سوى انتقادات شدیدى بر آن وارد شد و با بى مهرى فراوانى مواجه شد. در خیل منتقدان او چهره هاى سرشناسى مانند رودلف اى. کالمن که «فیلتر کالمن» به نام او ثبت شده دیده مى شود. کالمن در سال ۱۹۷۲ در کنفرانس انسان و رایانه در بوردوى فرانسه در خصوص منطق فازى چنین سخنانى را بیان داشت: طرح پیشنهادى لطفى زاده باید شدیداً و حتى به طور بى رحمانه اى از نقطه نظر تکنیکى مورد نقد قرار گیرد... یک سئوال همچنان باقى است: آیا پروفسور لطفى زاده ایده مهمى را مطرح کرده است یا اینکه دستخوش تفکرات خیال پردازانه شده است؟
«
هیچ شکى نیست که شور و شوق پروفسور لطفى زاده به مبحث فازى با جو سیاسى حاکم بر ایالات متحده تقویت شده است. جوى که بى سابقه ترین توان تحمل و گوش شنوا را دارد فازى از مباحثى است که باید آن را تحمل کرد. مبحثى که به ارائه شعارهاى عامه پسند تمایل دارد. چیزى که عارى از نظام سخت کارهاى علمى و صبر و حوصله لازم در علوم تجربى است
یک خبرنگار در سال ۱۹۷۵ جایگاه لطفى زاده را بین رقیبان خود در برکلى به کوتاهى چنین توصیف کرد: «ویلیام کاهان استاد علم رایانه و ریاضیات در کالیفرنیا (دانشگاه برکلى) که اتاق کارش چند اتاق پایین تر از اتاق کار لطفى زاده است، مى گوید که فازى اشتباه و زیان آور است. من فکر نمى کنم که مسئله اى با منطق ساده و عادى بهتر حل نمى شود ... آنچه لطفى زاده مى گوید همان چیزى است که باعث شده تکنولوژى ما در این آشفتگى افتد و حالا قادر به بیرون کشاندن ما از داخل آن نیست. تکنولوژى ما را به این آشفتگى نکشانده است، بلکه حرص و طمع باعث این آشفتگى شده است. چیزى که ما به آن بیشتر احتیاج داریم تفکر منظم است، نه چیزى کمتر از آن. خطر منطق فازى این است که به نحوى باعث تشویق افکار مبهم و نادرستى مى شود که براى ما مشکلات زیادى به بار خواهد آورد.»در قبال انتقاداتى که بر ایده پیشنهادى لطفى زاده وارد شد او کاملاً سکوت اختیار کرد و با بى تفاوتى به کار بر روى منطق فازى و مفاهیم مرتبط با آن ادامه داد. پس از «مجموعه فازى» کلیه مقالاتى که او به رشته تحریر درآورد در زمینه «فازى»، «استدلال هاى تقریبى» و منطق فازى مباحث مرتبط با آن بود. در سال ۱۹۶۸ مقاله «مفاهیم الگوریتم سیستم هاى فازى»، در سال ۱۹۷۰ «تصمیم سازى فازى»، در سال ۱۹۷۱ «ترتیب فازى» و در سال ۱۹۷۳ «طرح یک راه حل جدید براى تجزیه و تحلیل سیستم هاى پیچیده و فرایندهاى تصمیم گیرى» را به چاپ رساند و در این مقاله به معرفى متغیرهاى زبانى و استفاده از قانون اگر _ آن گاه براى فرموله کردن دانش بشرى پرداخته و اساس کنترل فازى را استوار ساخت. در سال ۱۹۷۳ «مفهوم متغیر زبانى و کاربرد آن در استدلال تقریبى»، در سال ۱۹۷۷ «تئورى استدلال تقریبى» و در سال ۱۹۷۸ «مجموعه هاى فازى به مثابه بنیانى براى تئورى احتمالات»، در سال ۱۹۸۳ «نقش منطق فازى در کنترل عدم قطعیت در سیستم هاى خبره»، در سال ۱۹۸۹ «بازنمایى دانش و در منطق فازى» و بسیارى مقالات دیگر...
پروفسور لطفى زاده در سال ۱۹۹۱ بازنشسته شده است ولى همچنان با جدیت مشغول پژوهش ها و فعالیت هاى علمى و ارائه مقالات جدید هستند.


------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط آروین خادم مولاموضوع:

پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 و ساعت 22:23 |


هندسه ی نااقلیدسی

نیکلای ایوانویچ لباچفسکی (Lobachevsky, Nikolay Ivanovich) از جمله اولین کسانی بود که قواعد هندسه اقلیدسی را که بیش از 2000 سال بر علوم مختلف ریاضی و فیزیک حاکم بود درهم شکست. کسی باورش نمی شد هنگامی که اروپا مرکز علم بود شخصی در گوشه ای از روسیه بتواند پایه های هندسه اقلیدسی را به لرزه در بیاورد و پایه های علم در قرن نوزدهم را پی ریزی کند.


خیال نداریم راجع به خود او صحبت کنیم بلکه می خواهیم بطور مختصر بیان کنیم که او چه کرد. در میان اصول هندسه اقلیدسی اصلی وجود دارد به اینصورت : از هر نقطه خارج یک خط نمی توان بیش از یک خط موازی ( در همان صفحه ای که خط و نقطه در آن قرار دارند) به موازات آن خط رسم کرد.

در طول سالها این اصل اقلیدس مشکل بزرگی برای ریاضی دانان بود. چرا که ظاهری شبیه به قضیه داشت تا اصل. مقایسه کنید آنرا با این اصل اقلیدس که می گوید بین هر دو نقطه می توان یک خط راست کشید و یا اینکه همه زوایای قائمه با هم برابر هستند.

حقیقت آن است که بسیاری از ریاضی دانان سعی کردند که این اصل اقلیدس را اثبات کنند اما متاسفانه هرگز این امر ممکن نشد. حتی خیام در برخی مقالات خود سعی در اثبات این اصل کرد اما او نیز همانند سایرین به نتیجه نرسید.

لباچفسکی (1792 - 1856) نیز همانند بسیاری از دانشمندان علوم ریاضی سعی در اثبات این اصل کرد و هنگامی که به نتیجه مطلوب نرسید نزد خود به این فکر فرو رفت که این چه هندسه ای است که بر پایه چنین اصل بی اعتباری استوار شده است. اما لباچفسکی در کوشش بعدی خود سعی کرد تا رابطه میان هندسه و دنیای واقعی را پیدا کند.

او معتقد بود اگر نتوانیم از سایر اصول هندسه اقلیدسی این اصل را ثابت کنیم باید به فکر مجموعه اصول دیگری برای هندسه باشیم. اصولی که در دنیای واقعی حضور دارند. او پس از بررسی های بسیار چنین بیان کرد :

همین فرض و مفروضات قبلی اقلیدس به مجموعه جدید از اصول هندسی برسد که حاوی هیچگونه تناقضی نباشد. او پایه های هندسه ای را بنا نهاد که بعدها کمک بسیار زیادی به فیزیک و مکانیک غیر نیوتنی نماز هر نقطه خارج یک خط می توان لااقل دو خط در همان صفحه به موازات خط رسم کرد

هر چند پس از این فرض بنظر می رسید که وی در ادامه به تناقض های بسیاری خواهد رسید اما او توانست بر اساس ود.

------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط آروین خادم مولاموضوع:

چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 و ساعت 23:47 |


آموزش غذا به عربی

 

حساء كريمة البروكلي

 
المقادير
تتبع الطريقة نفسها لعمل أي نوع من الخضراوات مثل عش الغراب ( الفطر ) والبروكلي والقرنبيط (الزهرة) وغيرها.


¼ كيلو بروكلي
2 ك كريمة أساسي (تابع الملحوظة)
1 بصل متوسط مفروم
¼ ك كرفس مفروم
5 م/ك دقيق
6 ك مرق دجاج
¼ م/ص ملح
¼ م/ص الفلفل


الطريقـة

- تقطع زهرة البروكلي وتفصل عن الجذع ثم يقطع العنقود بعد تقشيره إلى قطع صغيرة. - تسخن ملعقة من الزبدة ويلَّوح البصل والكرفس لمدة خمس دقائق على النار ويضاف إليها قطع البروكلي.
- تسلق زهرة البروكلي بماء مغلي لمدة دقيقتين ثم توضع مباشرة في ماء بارد حتى تحافظ على لونها الأخضر، وتترك جانباً.
- يترك الخليط ليطهى لمدة نصف ساعة على نار متوسطة.
- يضرب الكرفس والبصل والبروكلى في الخلاط حتى يصبح معجوناً.
- يضاف المعجون إلى السائل ويقلب جيداً.

ملحوظة:
يمكن الحصول على شوربة سميكة ومتجانسة، ولعمل الجزء الأساسي من هذه الشوربة نستخدم الزبدة والدقيق والسائل. ويمكن إضافة صفار البيض أو الكريمة.
وتكون الطريقة دائما نفسها وهي إذابة الزبدة في إناء ثم يضاف إليها كمية من الدقيق تساوي كمية الزبدة وتطهى على نار هادئة مع الاستمرار في التقليب لمدة 15 دقيقة. ويفضل استخدام ملعقة من الخشب، ويفضل أن لا تترك على النار لمدة طويلة وأن لا تكون النار حامية حتى لا يتبخر معظم السائل من الزبد التي تصبح في هذه الحالة نوعاً أخرا يستخدم للطهي في أصناف أخرى.
وعند الانتهاء من هذه الخطوة يمكن ترك الطبق حتى يبرد وعند إعادة التسخين للاستخدام يضاف قليل من السائل المستخدم ويكون في درجة الغليان ويقلَّب حتى يتجانس الخليط. ثم يضاف باقي السائل مع الاستمرار في التقليب على نار متوسطة الحرارة ويترك لحوالي نصف ساعة.
وبعد ذلك يمكن أن تصفَّى الصلصة للتخلص من أي كتل. ويراعى عند استخدامها لعمل نوع الشوربة المطلوبة إضافة قليل من هذا الخليط مع قليل من المرق والخضار المستخدم بعد طهيه وهرسه أو تصفيته جيدا.
ملاحظة: م/ك تعني (ملعقة كبيرة)
م/ص تعني (ملعقة صغيرة)
ك تعني ( كوب )
  اسامه الشیف

------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط آروین خادم مولاموضوع:

چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 و ساعت 23:10 |


شيميدان هاي نامي اسلام

آغاز كيمياگري اسلامي با اسامي مرداني همراه است كه احتمالا خود كيمياگر نبوده‌اند، اما با گذشت زمان و فرارسيدن قرن دهم ميلادي ، كيمياگران شهيري از ميان آنان برخاستند كه علاوه بر تفكراتشان ، نوشتارهاي كاملا جديد و نويني خلق كردند.

امام جعفر صادق عليه السلام (148 ـ 82 هـ . ق. / 770 ـ 705 م.)

محضر پر فيض حضرت امام صادق (ع) ، مجمع جويندگان علوم بود. با دانش پژوهي كه به محفل آن حضرت راه مييافت از خرمن لايزال دانش او بهره مند ميشد. در علم كيميا ايشان نخستين كسي بودند كه عقيده به عناصر چهارگانه (عناصر اربعه) آب ، آتش ، خاك و باد را متزلزل كردند. از فرموده‌هاي ايشان است كه : «من تعجب ميكنم مردي چون ارسطو چگونه متوجه نشده بود كه خاك يك عنصر نيست. بلكه عنصرهاي متعددي در آن وجود دارد.» ايشان هزار سال پيش از پرسينلي ، لاووازيه و ... دريافته بود كه در آب چيزي هست كه ميسوزد (كه امروزه آن را هيدروژن مينامند).

از امام صادق (ع) ، رساله‌اي در علم كيميا تحت عنوان «رسالة في علم الصناعة و الحجر المكرم» باقيمانده كه دكتر «روسكا» آن را به زبان آلماني ترجمه و در سال 1924 آن را تحت عنوان «جعفر صادق امام شيعيان ، كيمياگر عربي» در «هايدبرگ» به چاپ رسانده است. به عنوان مثال و براي آشنايي با نظرات حضرت صادق (ع) در شيمي ، خلاصه‌اي از بررسي دكتر «محمد يحيي هاشمي» را در ذيل درج ميكنيم:

از شرحي كه امام صادق (ع) براي اكسيد ميدهد، چنين معلوم ميشود كه اكسيد جسمي بوده كه از آن براي رفع ناخالصي در فلزات استفاده شده است. ايشان تهيه اكسيد اصغر (اكسيد زرد) را از خود و آهن و خاكستر به كمك حرارت و با وسايل آزمايشگاهي آن دوره ، مفصلا شرح داده و نتيجه عمل را كه جسمي زرد رنگ است، اكسيد زرد نام نهاده‌اند. اين شرح كاملا با فروسيانيد پتاسيم كه جسمي است زرد رنگ به فرمول Fe(CN)6] K4] منطبق است و ... . نتيجه عمل بعد از طي مراحلي ايجاد و تهيه طلاي خالص است. امروزه نيز از همين خاصيت سيانور مضاعف طلا و پتاس براي آبكاري با طلا استفاده ميشود.

جابر بن حيان (200 ـ 107 هـ . ق / 815 ـ 725 ميلادي)

جابربين حيان معروف به صوفي يا كوفي ، كيمياگر ايراني بوده و در قرن نهم ميلادي ميزيسته و بنا به نظريه اكثريت قريب به اتفاق كيمياگران اسلامي ، وي سرآمد كيمياگران اسلامي قلمداد ميشود. شهرت جابر نه تنها به جهان اسلام محدود نميشود و غربيها او را تحت عنوان «گبر» ميشناسند.ابن خلدون درباره جابر گفته است:

جابربن حيان پيشواي تدوين كنندگان فن كيمياگري است.

جابربن حيان ، كتابي مشتمل بر هزار برگ و متضمن 500 رساله ، تاليف كرده است. «برتلو» شيميدان فرانسوي كه به «پدر شيمي سنتز» مشهور است، سخت تحت تاثير جابر واقع شده و ميگويد: «جابر در علم شيمي همان مقام و پايه را داشت كه ارسطو در منطق .» جورج سارتون ميگويد: «جابر را بايد بزرگترين دانشمند در صحنه علوم در قرون وسطي دانست.» اريك جان هوليمارد ، خاورشناس انگليسي كه تخصص وافري در پژوهشهاي تاريخي درباره جابر دارد، چنين مينويسد:

جابر شاگرد و دوست امام صادق (ع) بود و امام را شخصي والا و مهربان يافت؛ بطوري كه نميتوانست از او جدا ولي بي نياز بماند. جابر ميكوشيد تا با راهنمايي استادش ، علم شيمي را از بند افسانه‌هاي كهن مكاتب اسكندريه برهاند و در اين كار تا اندازه‌اي به هدف خود رسيد. برخي از كتابهايي كه جابر در زمينه شيمي نوشته عبارتند از : الزيبق ، كتاب نارالحجر ، خواص اكسيرالذهب ، الخواص ، الرياض و ... .

وي به آزمايش بسيار علاقمند بود. از اين رو ، مي توان گفت نخستين دانشمند اسلامي است كه علم شيمي را بر پايه آزمايش بنا نهاد. جابر نخستين كسي است كه اسيد سولفوريك يا گوگرد را از تكليس زاج سبز و حل گازهاي حاصل در آب بدست آورد و آن را زينت الزاح ناميد. جابر اسيد نيتريك يا جوهر شوره را نيز نخستين بار از تقطير آميزه‌اي از زاج سبز ، نيترات پتاسيم و زاج سفيد بدست آورد.

رازي ، ابوبكر محمد بن زكريا (313 ـ 251 هـ . ق / 923 ـ 865 م.)

زكرياي رازي به عنوان يكي از بزرگترين حكيمان مسلمان شناخته شده و غربيها او را به نام «رازس» ميشناسند. رازي در علم كيميا ، روش علمي محض را انتخاب كرده و بر خلاف روشهاي تمثيلي و متافيزيك ، به روشهاي علمي ارزش زيادي قائل شده. رازي موسس علم شيمي جديد و نخستين كسي است كه «زيست شيمي» را پايه‌گذاري نموده است. دكتر «روسكا» شيميدان آلماني گفته است: «رازي براي اولين بار مكتب جديدي در علم كيميا بوجود آورده است كه آن را مكتب علم شيمي تجربي و علمي مي توان ناميد.

مطلبي كه قابل انكار نيست اينست كه زكرياي رازي پدر علم شيمي بوده است.» كتابهاي او در زمينه كيميا در واقع اولين كتابهاي شيمي است. مهمترين اثر رازي در زمينه كيميا كتاب «سرالاسرار» است. ظاهرا رازي 24 كتاب يا رساله در علم كيميا نوشته كه متاسفانه فقط معدودي از آنها بدست آمده و در كتابخانه‌هاي مشهور دنيا نگهداري ميشود. وي نخستين بار از تقطير شراب در قرع و انبيق ماده‌اي بدست آورد كه آن را الكحل ناميد كه بعدها به هر نوع ماده پودري شكل حتي به جوهر هم داده شد، از اين رو آن جوهر را جوهر شراب نيز ناميدند. گفته ميشود كه رازي كربنات آمونيوم را از نشادر و همچنين كربنات سديم را تهيه كرده است.

ابن سينا ، حسين (428 ـ 370 هـ . ق / 1036 ـ 980 م.)

ابن سينا ملقب به شيخ الرئيس ، بزرگترين فيلسوف و دانشمند اسلامي و چهره‌اي بسيار موثر در ميدان علوم و فنون است. غربيها وي را به نام «اوسينيا» ميشناسند. ابن سينا ، رنجي براي كيمياگري و ساختن طلا نكشيد؛ زيرا او به استحاله باور نداشت و صريحا تبديل فلزات به يكديگر را ناممكن و غير عملي ميدانست.

ابو علي سينا از ادويه منفرد ، 785 قلم دارو را به ترتيب حروف ابجد نام برده و به ذكر ماهيت آنها پرداخته و خواص تاثير آن داروها را شرح داد. وي ضمن توصيف اين مواد ، آگاهيهاي جالبي در زمينه «شيمي كاني» به خوانندگان ميدهد و ميگويد از تركيب گوگرد و جيوه مي توان شنگرف تهيه كرد. وي نخستين كسي است كه خواص شيميايي الكل و اسيد سولفوريك را از نظر دارويي شرح داد.

بيروني ، ابوريحان محمد (442 ـ 362 هـ . ق / 1050 ـ 972 م.)

كاني شناس و دارو شناس جهان اسلام و يكي از بزرگترين دانشمندان اسلام است كه با رياضيات ، نجوم ، فيزيك ، كاني شناسي ، دارو سازي و اغلب زبانهاي زنده زمان خود آشنايي داشته است. يكي از آثار مهم بيروني در شيمي كتاب الجواهر وي است كه در بخشي از آن ، نتايج تجربي مربوطه به تعيين جرم حجمي امروزي آنها تفاوت خيلي كم دارد و يكي از كاربردهاي مهم وي به شمار ميرود كه در علوم تجربي ، انقلابي بزرگ به وجود آورد. براي تعيين جرم اجسام ، ترازويي ابداع كرد.

بيروني همچنين در كتاب الجماهير (در شناسايي جوهرها) به معرفي مواد كاني به ويژه جواهرات گوناگون پرداخت. بيروني ، چگالي سنج را براي تعيين جرم حجمي كانيها به ويژه جوهرها و فلزها نوآوري كرد كه در آزمايشگاه امروزي كاربرد دارد.

منبع : دانشنامه رشد

------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط آروین خادم مولاموضوع:

چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 و ساعت 22:29 |